یک روز آفتابی در سالهای نخست دهه ۱۳۵۰ خورشیدی، هواپیمایی کوچک از فراز دریاچه رضائیه (ارومیه) گذشت و در جزیره کبودان، یکی از مهمترین زیستگاههای حیات وحش ایران در استان آذربایجان غربی، به زمین نشست. سرنشینان آن هواپیما اسکندر فیروز، بنیانگذار سازمان حفاظت محیط زیست ایران و مارلین پرکینز، جانورشناس و مستندساز مشهور آمریکایی، بودند که برای ثبت یکی از شگفتانگیزترین جلوههای طبیعت ایران راهی دریاچهای شدند که آن روزها هنوز سرشار از آب و زندگی بود.
در آن روز، دوربینهای مستند «بازگشت فلامینگوها به رضائیه»، هزاران فلامینگو را ثبت کردند که پس از مهاجرت فصلی به دریاچه ارومیه بازگشته بودند و در آسمان بیکران آن پرواز میکردند، در جزایر امن آن لانه میساختند و جوجههایشان را پرورش میدادند.
حالا بیش از نیم قرن از ساخت آن مستند میگذرد. در این سالها دریاچه ارومیه تنشها و ناهمواریهای بسیاری را از سر گذرانده و کاهش شدید تراز آب و خشکسالیهای متوالی در کنار مدیریت ناکارآمد آب در ایران باعث شده است این پهنه آبی که زمانی نمادی از شکوه طبیعت بکر آذربایجان بود، به زمینی خشک تبدیل شود.
با این حال اکنون در سال ۱۴۰۵، بار دیگر تصاویر و اخبار بازگشت فلامینگوها به دریاچه ارومیه در کانون توجه عمومی قرار گرفته است. از آنجا که حضور این پرندگان در دریاچه ارومیه یکی از نشانههای ادامه حیات در این اکوسیستم است، فعالان و کارشناسان محیط زیست بازگشت آنها را نشانهای از بازگشت تدریجی حیات به دریاچه ارومیه و امیدی برای آینده این زیستبوم تلقی میکنند.
بازگشت فلامینگوها به دریاچه رضائیه
فیلم مستند «بازگشت فلامینگوها به دریاچه رضائیه» سال ۱۳۵۳ خورشیدی ساخته شد و از معدود آثار تصویری بهجامانده از وضعیت دریاچه ارومیه در دوران پیش از بحرانهای زیستمحیطی چند دهه اخیر است.
این فیلم در واقع یک از قسمت از مجموعه مستند «قلمرو حیات وحش» (Wild Kingdom) بود که آن زمان از شناختهشدهترین مستندهای حیاتوحش در جهان به شمار میرفت و میلیونها بیننده در آمریکا و سراسر جهان داشت.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
حضور گروه سازنده این مجموعه در ایران را باید بخشی از تلاشهای سازمان حفاظت محیط زیست و شخص اسکندر فیروز برای معرفی ارزشهای طبیعی ایران در سطح بینالمللی دانست. در آن زمان، دریاچه ارومیه و جزایر آن از مهمترین مناطق حفاظتشده ایران محسوب میشدند و به دلیل تنوع زیستی کمنظیر، توجه پژوهشگران و مستندسازان خارجی را جلب کرده بودند.
اهمیت امروز این فیلم در تصاویری است که طبیعت بکر دریاچه ارومیه و جزایر آن تا قبل از دگرگونیهای چند دهه اخیر را ماندگار کردند. در واقع دوربینهای این فیلم، چشماندازی را ثبت کردند که بخش بزرگی از آن در دهههای بعد، دستخوش تغییر شد و حتی از بین رفت. بنابراین میتوان آن را یکی از مهمترین اسناد تصویری از پهنه آبی ارومیه در دهه ۱۳۵۰ دانست.
البته مستند بازگشت فلامینگوها به دریاچه رضائیه را از یک منظر احساسی نیز میتوان تحلیل کرد. اینکه در حافظه جمعی ایرانیان، بازگشت پرندگان مهاجر از جمله فلامینگوها به پهنههای آبی همواره معانی نهفتهای چون تداوم حیات و امید را تداعی کرده است. کمااینکه همین روزهای اخیر نیز علاوه بر پرواز فلامینگوها بر فراز دریاچه ارومیه، بازگشت آنها به دریاچه مهارلو استان فارس و دیگر نقاط نیز موردتوجه قرار گرفته است و تصاویری از آنها بهتناوب در شبکههای اجتماعی بازنشر میشود.
محسن قاصد، تصویربردار و فعال محیط زیست، وقتی ویدیویی از حضور هزاران فلامینگو در دریاچه ارومیه را در صفحه شخصیاش منتشر کرد، نوشت: «این تصاویر همراه با گریه ثبت شد، با گریه تدوین شد و با گریه هم منتشر میشود. نه از غم، بلکه گریههایی از جنس شوق، امید و آرزو. به خانه خوش آمدید ای غریبهایی که هیچوقت از یادمان نرفتید. دریاچه وان ترکیه هرچند پرآب و مناسب زیستن برای شما بود، هرگز وطن نبود. شما برگشتید تا بگویید هنوز مادری زنده است به نام دریاچه ارومیه.»
همزمان تعداد زیادی از کاربران شبکههای اجتماعی نیز با اشتیاق تصاویری از بازگشت فلامینگوها به دریاچه ارومیه را منتشر کردند. فعالان محیط زیست نیز از بازگشت فلامینگوها و دیگر پرندگان مهاجر به دریاچههای مهارلو و بختگان و تالاب پارک ملی بوجاق خبر دادند.
چنین واکنشهایی نشان میدهد که بازگشت فلامینگوها برای بسیاری از ایرانیان تنها یک رویداد زیست محیطی نیست، بلکه پیوندی عاطفی آنان را با سرزمینی روایت میکند که یا به سبب مهاجرت از آن دور ماندهاند، یا از نزدیک روند فرسایش و زوال آن را به چشم دیدهاند. این احساس بهخصوص درباره دریاچه ارومیه که سرنوشت آن دستکم در دو دهه اخیر به یکی از مهمترین دغدغههای محیطزیستی ایران تبدیل شده است، بهشکل پررنگتری نمود پیدا میکند.
فلامینگوها چرا رفتند و چرا بازگشتند؟
فلامینگوها از شناختهشدهترین پرندگان دریاچه ارومیه و یکی از نمادهای این زیستبوم به شمار میروند. این پرندگان مهاجر هر سال برای تغذیه و زادآوری به دریاچه ارومیه میآمدند و در جزایر آن کلونیهای بزرگی تشکیل میدادند. وجود آب کافی، جزایر دور از دسترس شکارچیان و فراوانی «آرتمیا»، سختپوست ریزی که اصلیترین منبع غذایی فلامینگوها محسوب میشود، دریاچه ارومیه را به یکی از مهمترین زیستگاههای این گونه در خاورمیانه تبدیل کرده بود.
با این حال، کاهش شدید تراز آب در دهههای اخیر، افزایش شوری آب و خشک شدن بخشهای وسیعی از دریاچه بسیاری از شرایط لازم برای حضور و زادآوری فلامینگوها را از میان برد. در نتیجه این پرندگان به تالابها و دریاچههای دیگر ایران و کشورهای همسایه، از جمله دریاچه وان ترکیه، کوچ کردند.
اکنون افزایش نسبی سطح آب دریاچه ارومیه، بهبود وضعیت برخی زیستگاههای جزیرهای و فراهم شدن شرایط مناسبتر برای رشد آرتمیا، زمینه بازگشت دوباره فلامینگوها را فراهم کرده است.
این الگو در دیگر زیستگاههای آبی ایران از جمله دریاچههای مهارلو و بختگان نیز دیده میشود و در این پهنههای آبی هم بالا آمدن مقطعی آب پس از بارندگیها و ورود روانآبها، فضاهای کمعمق و شور مناسب برای تغذیه فلامینگوها ایجاد کرده است.
با این حال، کارشناسان محیط زیست تاکید میکنند که مشاهده دوباره فلامینگوها به معنای پایان بحران در پهنههای آبی و بهخصوص دریاچه ارومیه نیست، زیرا بازگشت آنها نتیجه موفقیت برنامههایی که با عنوان ادعایی «احیا» اجرا میشوند نبوده، بلکه حاصل شرایط اقلیمی مناسب و بارش بیشتر است.
بنابراین پایداری حضور فلامینگوها در آینده به عواملی مانند تثبیت تراز آب و مناسب بودن شرایط زیستی موردنیاز برای زادآوری و تغذیه آنها وابسته است. در صورتی که بسیاری از چالشهایی که طی دو دهه گذشته در شکلگیری بحران دریاچه ارومیه نقش داشتند، همچنان پابرجا ماندهاند؛ از برداشت گسترده آب در بخش کشاورزی و توسعه کشت محصولات پرمصرف گرفته تا بهرهبرداری فزاینده از منابع آب زیرزمینی و کاهش حقابههای زیستمحیطی. تداوم این مشکلات در نهایت میتواند به تشدید بحران منجر شود و بار دیگر فلامینگوها و دیگر پرندگان مهاجر را از زیستگاههای اصلیشان براند.
یکی از صحنههای آغازین مستند «بازگشت فلامینگوها به دریاچه رضائیه»، اسکندر فیروز و مارلین پرکینز را نشان میدهد که از پنجره هواپیما به پرواز دستههای فلامینگو بر فراز دریاچه ارومیه چشم دوختهاند؛ صحنهای که ناخودآگاه مفاهیمی چون امید، دلبستگی به خانه و اشتیاق بازگشت را به مخاطب القا میکند. هرچند به احتمال زیاد، سازندگان فیلم در دهه ۱۳۵۰ القای چنین مفهومی به مخاطب را در نظر نداشتند و هدف اصلی مستند روایتی از زندگی پرندگان مهاجر و یکی از مهمترین زیستبومهای ایران بود، گذر زمان به این تصاویر معنایی فراتر از مقصود سازندگان فیلم بخشیده است.
حالا از نظر بسیاری از ایرانیان، بازگشت فلامینگوها به زیستبوم اصلی نماد بلامنازع امید به زندگی، آرزوی بازگشت و احیای دوباره سرزمین است؛ چنانکه بتوان دوباره بر فراز آسمان آبی آن پرواز کرد و رقصید.

